محمد بن جرير الطبري ( مترجم : بلعمي )

755

تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي )

خبر فتنه كه در بصره واقع شد به سبب مختار گويند كه آن روز كه لشكر به كوفه باز آمدند كه آن واقعهء عين الورد [ افتاد ] كه سليمان را بكشتند ، مختار در آن وقت محبوس بود . مثنّى بصره اى در ميان آن لشكر بود . چون مردم مختار را بيعت كردند ، او نيز بيعت كرد . مختار مثنّى را گفت : اكنون تو به بصره شو و اهل بصره را در خفيه بيعت من بستان تا آن روز كه من خروج كنم به كوفه تو نيز از بصره به در آى ، تا اگر خداى تعالى مرا يارى دهد من ترا اميرى بصره دهم . مثنّى به بصره شد . خانهء مثنّى آنجا بود كه سراى ازارقه بود . و آن سراى چند ديهى است و اكنون محلَّتى شده است بزرگ ، و آن در آهنين آن سراى هنوز هست . چون شب در آيد ببندند تا آن محلت در حصن بود . مثنّى به خانهء خويش بنشست و مردمان را پنهان به بيعت مىخواند ، تا مختار از زندان بيرون آمد و به كوفه خروج كرد . و مثنّى را نامه كرد كه تو نيز از بصره بيرون آى . امير بصره آگاه شد . صاحب شرط را بخواند و گفت : برو و مثنّى را بگير . [ عباد بن حصين ] با سپاه برفت و آن محلَّت را به حصار گرفت . و از مردم بصره چهل كس كشته شدند . پس مردمان محلَّت مثنّى را يارى كردند و سپاه سلطان را در محلت نگذاشتند . خبر به امير